۷
فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مکشوفه از گذشتگان گویای آن است که فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.
۲
تاریخ فرش در ایران

پیشینهٔ درهم‌تنیدنِ الیاف در ایران برای تولید منسوجات به‌خصوص پارچه، به هزارهٔ پنجم پیش از میلاد می‌رسد. آثار گرانبها و زیبایی که از بخشهای مختلف ایران به دست آمده، گواه آن اند که منسوجات ارزشمند و بحث‌برانگیزی در این دوران وجود داشته‌اند، ازجمله تابوت سفالی دوران دالما، کردستان، همچنین آیینهٔ مسیِ زنگ‌زدهٔ نوعِ ایلامی در سییَلک و سایر مناطق.

بعد از گذشت سالیان متمادی، تقریباً در هزارهٔ دوم پیش از میلاد، انسان توانست چگونگیِ به‌هم‌ریسیدنِ نخ‌ها و ساختنِ طناب را کشف کند. این اکتشاف مانند تمام اکتشاف‌های تاریخ فواید بسیار سودمندی برای هنر و صنعتِ آن دوران داشت. از جمله آن که از رشته‌های درهم‌تنیدهٔ طناب مانندی برای زیباییِ ریشه‌های فرش استفاده می‌کردند. آثار به‌دست‌آمده از مناطقی مانند گورهای مارلیک،قلعهٔ کوتی در دیلمان، و همچنین حسنلو نزدیک ارومیه شاهدهایی بر این ادعا هستند.
عکس فرش بافی کودکان در همدان Tarikhema.org
فرش بافی کودکان در همدان

قدمت فرش‌بافی و به‌طورکل منسوجات در ایران بسیار زیاد است. آثار زیبا و تفکربرانگیزی از دوره‌های مختلف کشف شده‌اند که نمی‌توان آنها را به‌طورِدقیق به یک دورهٔ خاص نسبت داد. گاهی اوقات یک اثر طیِ گذشتِ سالیانِ دراز و طی سلسله‌های مختلفساخته شده است.
مطالب خواندنی:

کاتافراکت های سرباز های زره پوش هخامنشی
۶ فروردین ۱۳۹۹

ماجرای (گنج باد آورده) چگونه در زمان ساسانی تبدیل به ضرب المثل شد ؟
۶ فروردین ۱۳۹۹

ایلخانیان و تیموریان

فرش‌های دورهٔ ایلخانیان زیاد شناخته‌شده نیستند. در این مورد محققی به نام آرمی برینگز نظریه‌ای ارایه داده که دارای نقاط ضعف بسیاری می‌باشد و در درستی آن به دیدهٔ تردید باید نگریست. بر پایهٔ نظر او نقاشی‌هایِ فرش‌های دورهٔ تیموریان دقیقاً خصوصیاتِ فرش‌های این دوران را بازمی‌تابند. به عبارت دیگر با دیدن این نقاشی‌ها می‌توان به تمام ویژگی‌های بافتی و ظاهری و به طور کل تاریخچهٔ آنها پی‌برد. اما از آنجا که نقاشی‌های به‌دست‌آمده از هنر فرش‌بافی این دوران بسیار محدود می‌باشند، پس اطلاعات زیادی از فرش‌های این دوره در دست نیست و درست همینجاست که سستیِ نظریهٔ برینگز هویدا می‌شود.

فرش دورهٔ صفویه

می‌توان گفت فرش‌های ایران در دورهٔ صفویه به بالاترین حد خود در زیبایی و بافت رسیده‌اند که این مهم به دلیل تحت پشتیبانی شاهان قرارگرفتن، دسترسی‌داشتنِ فراوان به مواد مورد نیاز برای بافت فرش و همچنین به‌رسمیت‌شناختنِ فرش به عنوان کالایی برای تجارت بوده است.[۳]
عکس پازیریک، کهن ترین فرش دنیا Tarikhema.org
پازیریک، کهن ترین فرش دنیا
فرش‌های مشهور ایرانی

با وجود شهرت و قدمت هزاران ساله ولی باز هم فرش ایرانی بین مردم ایران ناشناخته است؛ کمتر کسی می‌تواند با دیدن فرشی محل بافت آن را حدس بزند و در مورد خصوصیات با ارزش آن صحبت کند، در حالی‌که با اتمام یک فرش، شناسنامه آن نیز همراه با خودش صادر می شود. عدم آگاهی نسبت به ویژگی های فرش سبب معضلاتی می‌شود.[۴]
فرش ترکمن

این فرش در تملک سان مارکو قرار دارد، و ۴ فرش دیگر در سال ۱۶۲۲ و همچنین سه فرش زربافت ابریشمی نیز به وسیلهٔ ایرانیان در سال ۱۶۳۶ به ونیز راه یافتند.[۵]
فرش مود خراسان

قالیچهٔ مود خراسان به شیوهٔ قالی‌های مشهد بافته می‌شود و در بین تولیدات خراسان از بهترین‌هاست. اما ازآنجاکه تولیدات آن بسیار ناچیز است، تعداد بسیار کمی روانهٔ بازار می‌شود. اندازهٔ قالیچهٔ مود ۸ متر مربع است. رنگ قالی‌ها هم‌خوان و معمولاً تیره‌است.[۶]
فرش مشهد

عکس File:Mashad 9 Tarikhema.org
نمونه‌ای از فرش مشهد قالی مشهد در کارگاه‌های این شهر و اطراف آن بافته می‌شود. این قالی از مرغوبیت چشمگیری برخوردار است و معمولاً به بازارهای غرب و انگلستان می‌رود. نقش‌های به‌کاررفته در آن‌ها نقش‌های ترنج، اسلیمی و پیچک مانند هستند.[۷]

قالی‌بافی در شهر مشهد حدود پنج قرن قدمت دارد. یکی از قدیمی‌ترین فرش‌های مشهد که موجود است، نوعی فرش نماز (سجاده) است که توسط شاه تهماسب به سلیمان باشکوه در سال ۱۵۵۶ میلادی هدیه شده‌است. این فرش‌ها در سه درجه کیفیتی در کارگاه سلطان ابراهیم میرزا، فرزند سام میرزا و برادرزادهٔ شاه طهماسب، ساخته می‌شده‌است. یکی از انواع درجه یک آن تا چند سال پیش در لندن بود و به اعتقاد برخی در اختیار کلکسیونر معروف، شیخ سعود آل ثانی قطری است. تعدادی از نمونه‌های درجه دوم و سوم هنوز در موزهٔ توپکاپی موجود است.[۸][۹]

در سدهٔ ۱۹ و ۲۰ میلادی محبوبیت قالی مشهد به حدی رسید که از آن علاوه بر استفاده در داخل کشور، برای صادرات نیز بهره می‌جستند؛ الیاف پشمی به کار رفته در این فرش‌ها به شدت صیقل داده می‌شدند تا رنگ را بهتر به خود جذب کنند، اما این عمل از دیگر سو باعث کاهش عمر فرش‌ها نیز می‌گشت، و این عاملی بود که تصویر بدی از قالی مشهد در اذهان شکل گیرد، تا جایی که صادرات این فرش به اروپا به طور چشمگیری کاهش یافت. متأسفانه قالی‌های به‌جای‌مانده از آن دوران نیز همگی در معرض فرسایش قرار دارند.[۱۰]
فرش زنجان

فرش‌بافی در زنجان یکی از صنایع با قدمت زیاد است که نقش قابل توجهی در صادرات فرش ایران ایفا می‌کند.قدمت فرش بافی را می توان از اوایل بنای این شهر نام برد یعنی از زمان پادشاهی اردشیربابکان. فرشهای صادراتی زنجان از بهترین جلوه‌های فرهنگی این استان هستند. فرش افشار زنجان یکی از پر طرفدارترین فرشهای ایرانی است به طوریکه به دلیل زیبایی طرح و رنگ در کشورهای اروپایی بسیار مورد استقبال قرار گرفته است.
فرش باصری

نمونه ای از قالی باصری این قالی که رنگ مشخصه ی آن نارنجی است؛ توسط زنان ایل باصری که ایلی کوچنده و پارس نژاد در استان فارس است بافته می شود.[۱۱] همچنین استفاده از عناصر طبیعت،مثل گل ها،گیاهان و پرندگان نیز از ویژگی های یک قالی ایل باصری می باشد.[۱۲]
فرش شیراز و نیریز

نیریز در شرق و در کنار دریاچه بختگان در استان فارس قرار دارد. این ناحیه قالی‌هایی با کیفیت گوناگون و رنگ امیزی زنده دارد و تیرگی رنگ‌ها از ویژگی‌های خاص قالیچه‌های افشاری است، از بوته‌های متنوع تزیینی به صورت تک و تکراری استفاده می‌شود و ساختار تار و پود ان از کتان است.

بسته به کیفیت پشم پرز قالیچه‌ها را نیمه بلند می‌چینند.[۱۳]
فرش بیرجند

بیرجند در میانهٔ راه مشهد و زاهدان و نزدیک به مرز افغانستان است. همچون بخشهای دیگر شرق ایران قالیچه‌های این ناحیه نیز با گره جفتی و چهارتار بافته می‌شوند. قالی‌های بزرگ بیرجندی تا ۲۰ متر مربع نیز بافته می‌شوند. از رنگهای نارنجی، قرمز،زرد و آبی برای ایجاد تضاد با بژ در زمینه استفاده می‌شود. تار و پود آن پیشتر از پشم بوده است. اما در قالی‌های جدید بیشتر از کتان استفاده می‌شود. این قالیچه دوام چندانی ندارد و پرزهای آن نیمه‌بلند و بلند چیده می‌شوند.[۱۴]
فرش تصویری بلوچی

گروه‌هایی از اقوام بلوچ که ساکن افغانستان هستند، از سالها پیش قالی می‌بافتند. اکثر طوایف بلوچی مسلمان سنی هستند و به زبانی نزدیک به پارسی میانه صحبت می‌کنند. طرح‌های قالیچه‌های بلوچی بیشتر از نقشهای ترکمن گرفته شده‌اند و بقیه ترکیبی از طرح‌های قالی بخشهای دیگر ایران اند. در آن‌ها رنگ‌های مصنوعی کمتر به‌کاررفته و بیشتر از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شود.[۱۵]

تاریخچه فرش اصفهان

هنر دوستی شاهان صفوی و ارج و منزلتی که این سلسله برای هنرمندان قایل بودند و خصلت پسندیده ای که هر چیز را در حد کمالش می خواستند، انگیزه هایی بود تا با توسل به آن بهترین هنرمندان از هر صنف و طبقه ای، در کارگاههای شاهی گرد آیند و آثار ارزنده ای را به وجود آورند که هنوز، بعد از طی قرون متمادی چشم و عقل را یارای باور آن نیست.
قالی های ارزشمند این دوره چه در اصفهان بافته شده و چه در شهرهای اطراف آن نشان دهنده توجه ویژه به هنر قالیبافی آن عصر می باشند.

کارگاههای قالی بافی دربار صفوی متصل به کاخ سلطنتی در جنوب عالی قاپو بین میدان شاه و چهل ستون، با استفاده از بهترین مواد اولیه همواره زیر نظر شخص شاه عباس بزرگ به کار می پرداختند. این اهتمام ویژه شاه صفوی موجب شد تا اصفهان آنروزگار سهم بزرگی را دربافت شاهکارهای برجای مانده در موزه های مختلف جهان را عهده دار گردد.

حتی برخی از آنها نظیر قالیهای پلونز به سفارش پادشاه لهستان برای عروسی ولیعهد او بافته شد. این قالیهای ابریشمی، آراسته به تارهای طلا و نقره است و شاید از محصولات کارگاههای درباری اصفهان در پایان قرن دهم و آغاز قرن یازدهم هجری می باشد. این نام را از آن رو بر این قالیها نهاده اند که زمانی منسوب به لهستان بوده است. تزیینات این قالیها آمیزه ای از دیگر نقش و نگارهای قالیهای ایرانی و رنگهای آن بسیار زیباست. در بیشتر این قالیها همه زمینه یک رنگ نیست بلکه دار قالی دارای زمینه ای رنگارنگ است و مهمترین رنگهای بکار رفته در قالیهای لهستانی زرد روشن و پسته ای و نارنجی، آبی فیروزه ای و گلگون است. این قالیها دارای رنگهای رقیق و زمینه نقره ای یا طلایی اند که با ذوق غربی سازگاری دارد که هر چند در ایران ساخته می شدند، اما برای پیشکش به شاهان و فرمانروایان غربی بودند.

دکتر تقی بهرامی در مجموعه فرهنگ روستایی که در سال 1316 هجری شمسی به طبع رسانیده سابقه وضعیت قالی بافی اصفهان را بدین گونه توصیف می نماید:
قالی بافی اصفهان در زمان صفویه اهمیت فوق العاده داشته و مخصوصاً بازار قالیهای ابریشمی رواج داشته و اهالی به بافتن آنها همت گماشته قالیهای نفیسی از خود به یادگار گذاشته اند. امروزه اغلب قالیهای گرانبهای قدیمی ایران که در موزه های لندن و پاریس و سایر نقاط اروپا و امریکا دیده می شود قالیهای بافت اصفهان است ... در دوره صفویه تمام اطاقها و تالارهای اصفهان مانند هفت دست، آئینه خانه، نکمدان، چهل ستون و غرفات مسجد شاه از قالیهای ابریشمی مفروش بوده که امروزه هر تکه آن در یکی از نقاط اروپا و آمریکا نزد ثروتمندان و موزه داران است. این قالیها با بهترین و ثابت ترین رنگهای طبیعی رنگ آمیزی و از روی بهترین نقشه های استادان آن زمان بافته شده است. پس از انقراض صفویه بتدریج این صنعت و سایر صنایع از اهمیت افتاد و درصد سال اخیر بکلی رو به نیستی گذاشت و قالی بافی تقریباً فراموش گشت چنانکه در اواخر زمان ناصر الدین شاه قاجار به هیچ وجه کارخانه قالی بافی در اصفهان وجود نداشت و فقط دارهای مختصری در بعضی دهات یافت می شد تا آنکه ظل السلطان (فرزند ناصر الدین شاه وحکمران اصفهان و ایالات جنوبی ایران) زنی از کردستان گرفته به اصفهان آورد و آن زن چون قالی بافی می دانست شاهزاده مایل شد چند دستگاه قالی برایش تهیه نماید برای این کار استاد عبدالرحیم را که از این فن سررشته داشت استخدام نمود استاد مزبور چند دستگاه برای حکمران برپا کرد ولی وقوع پاره ای پیش آمدهای ناگوار در منزل حکمران سبب شد که برپا داشتن قالی را به فال بد گرفته و دستگاههای تازه شروع شده را به استاد مزبور ببخشد. استاد عبدالرحیم دستگاههای قالی را در محل مخصوصی قرار داده کارش را ادامه داد تا آنکه ظل السلطان خبردار شده روزی به کارخانه قالی رفت. قالی ها نزدیک به اتمام بود. امر داد که بالای قالیها عبارت کارخانه ظل السلطان بافته شود و بدین طرز رفتار شد. چند عدد از قالیها به روسیه حمل شد و جلب نظر دربار روسیه را نمود و حضور استاد قالی ها برای بافت دو قالی در نمایشگاه آن کشور را خواستار شدند. حکمران استاد عبدالرحیم را برای روسها استخدام نموده و با مأمور مخصوص سفارت به روسیه فرستاد.

پس از اندک مدتی دستگاهها به نمایشگاه پاریس انتقال داده شد و استاد مزبور در آن شهر می زیست تا نمایشگاه خاتمه یافت. سپس به ایران بازگشت و به کارهای خویش ادامه داد. در این موقع میرزا ابوالقاسم نقاش و پسرش میرزا علی محمد نقاش نیزشروع بکار نموده به سهم خود خدماتی در احیاء قالی بافی اصفهان نمودند... با وجود تحرک اندکی که در قالی بافی اصفهان با شرح اوصاف فوق پیش آمده بود معهذا در پایان عمر قاجاریه قالی بافی هنوز رواج چندانی در این شهر نداشت چنانکه تعداد دستگاههای قالی بافی در آن زمان رقمی در حدود دویست عدد بود ولی بعدها با پیشرفت این حرفه دراصفهان و توابع آن تعداد این دستگاهها به 2500 در سال 1315 و 6000 دستگاه در سال 1328 بالغ گردید. بهنگام جنگ جهانی دوم به صنعت و تجارت فرش اصفهان تا حدودی لطمه وارد آمد. و در اثر فقدان بازارهای جهانی تجارت این کالا محدود شد و از طرفی تعدادی از سوداگران و بافندگان سودجو نیز با گران شدن مواد اولیه قالی مانند پشم و رنگ در کار خود تقلباتی کردند که در نتیجه به تجارت و شهرت فرش اصفهان که روزگاری سرآمد قالی های ایرانی بود آسیب وارد شد.

سیسیل ادواردز نویسنده کتاب قالی ایران که بعد از جنگ جهانی دوم (1328 – 1325)، از اصفهان دیدن کرده است، از فرش اصفهان در مقایسه با فرش مناطق دیگر نظیر کرمان، قم و تبریز با اهمیت کمتری یاد می کند

ساختار

دار مورد استفاده در اصفهان و توابع، دار عمودی است. وجود چوب دیگری به نام
پله پیچ که از میان نخهای چله پائینی عبور می کند و به وسیله سیمهای فلزی به زیر دار متصل می شود از امتیازات این دار است. درمراحل نهایی بافت و پایین کشی قالی و زمانی که به واسطه کوتاهی چله ها، عمل گره زدن چله های بالایی به سردار میسر نیست، با انتقال چوب پله پیچ به بالا و عبور چله های بالایی از میان آن و اتصال این چوب به سردار به کمک سیمهای فلزی بافت قالی ادامه می یابد. این عمل برای بافنده این امکان را فراهم میسازد تا بدون تغییر مکان به بافت بقیه قالی ادامه دهد.
شله بافی یا گلیم بافی بخش پایین قالی معمولاً 3 تا 5 رج است، و در چله کشی، هر 100چله که فاصله ای برابر 10 تا 14 سانتی متر را در برمی گیرد، شیرازه میشود.
در بافت بخشهای ساده، معمولاً از گره جفتی استفاده میشود و قسمتهای ظریف با گره تکی پر می شود. برخی بافندگان در بافت قسمتهای ظریف نقشه، از خامه های ظریفتری استفاده
می کنند و خامه ضخیم تر را در بافت زمینه ساده و بخشهای یکنواخت به کار می برند. در نتیجه بخشهایی که با پرز خامه ظریفتر بافته شده، به پایین زدگی دچار می شود.
تار وپود فرشهای اصفهان از پنبه و گاه از پشم است، تار و پود قالیهای ابریشمی اصفهان از ابریشم می باشند. قالیهای زر بفت اصفهان یادآور قالیچه های پولونز که تار و پودشان از نخهای گرانبهاست می باشد.
از نظر کیفیت قالیهای اصفهان از بهترین قالیهای ایران به شمار می آیند و پر دوام هستند و جنبه تزئینی دارند. نمونه های نفیس و گرانبها سرمایه خوبی بحساب می آیند خصوصاً قطعات قدیمی و آنتیک که امروزه هنوز در بازار یافت می شوند.
پشم های مورد مصرف در قالی بافی اصفهان بیشتر از استانهای کرمان و کرمانشاهان و منابع خارجی مانند استرالیا تأمین می شود. در اصفهان مانند سایر نقاط بافندگی فارس زبان (کاشان- کرمان- نائین- قم- یزد و نواحی شرقی و خراسان) عمل گره زنی را با دست و بدون استفاده از قلاب بر روی چله هایی که تا حدودی شل بوده و مانند چله های ترکی فشار کششی شدید نیستند انجام می دهند....
ویژگیهای عمده فرش اصفهان عبارتند از:
1. داشتن گل و برگهای شکیل و اصیل ختایی که بصورت درشت و پر برگ دیده می شود.
2. عدم استفاده از 4/1 ترنج در لچکها
3. تقلید از کاشیکاریهای بناهای دوره صفویه اصفهان (مسجد امام و شیخ لطف الله)
4. استفاده از قندیل به جای سر ترنج در بیشتر فرشها
5. استفاده از رنگهای سنتی مثل لاکی و سرمه ای در زمینه و حاشیه
6. عدم استفاده از سایه روشن در اغلب کارها (به جز در کارهای اخیر)
7. استفاده از طرح ظل السلطان در بعضی از فرشها با تنوع رنگی بیشتر
8. داشتن اندازه های کوچک و متوسط (اخیراً اندازه بزرگ نیز متداول شده است)
9. متأثر از مینیاتور، خاتم و سایر صنایع دستی ایران

طرح های رایج

زمانی که شاه عباس صفوی، اصفهان را به عنوان پایتخت ایران برگزید، این شهر، عروس شهرهای ایران بود و هنوز مدت زیادی از نفوذ و دلبستگی های شاهان صفوی به هنر غربی نمی گذشت که، طرح و رنگ قالی ایران در حوزه تأثیر و تحول هنر غربی قرار گرفت.

احوال آن روزگار و دلبستگی شاهان صفوی بویژه شاه عباس کبیر، طراحان و نقاشان بسیاری را به حوزه هنر غرب نزدیک گرداند و این آغازی شد تا نه تنها بخشی از آثار معماری ما مزین به رنگ ها و نقاشیهای فرنگی گردد، بلکه آینده طرح و نقش در فرش ایران نیز بگونه ای با آن گره خورد. از آنجائیکه اولین روابط بازرگانی و حتی سیاسی ایران با ممالک دیگر به ویژه اروپا، از زمان پادشاهی خاندان آق قویونلو (نیمه دوم سده نهم هجری) پدید آمده بسیاری معتقدند که نفوذ مایه های فرنگی در هنر ایرانی بویژه نقاشی و هر آنچه که می توانست، است. رواج تصویرگری و چهره نمایی در پارچه ها و فرش ایران دستاورد چنین تحولاتی بود که از اوایل دوره قاجار شتاب و حضور پر رنگ تری یافت .

قالی اصفهان در این زمان از یگانه قالیهای شهری باف ایرانی است که حفظ سنتهای طراحی اصیل ایرانی در آن بیش از سایر مناطق دیده می شود و شاید بتوان آن را سنتی ترین قالی پیشرو در این زمان دانست که ضمن حفظ کیفیت، کمتر مورد تعرض و هجوم نقش مایه های غریب قرار گرفته است. با این منظور در دوران صفوی نقوش اسلیمی و شاه عباسی بیشترین نگاره های مورد توجه هنرمندان فرش بوده اند ... هر چند که اسلوب گل فرنگ و تصویر سازی، پراکنده و متفرق (اما سنجیده تر) در فرش اصفهان دیده می شود، اما چنین روندی نتوانسته است همچون سایر فرشها، ساختار و بنیاد آن را تحت الشعاع قرار دهد. در واقع رویکرد شاهان صفوی به نقاشی و شیوه های اروپایی در قالی اصفهان اثری بر جای نگذاشت، و شهری که خود دروازه ای گردید برای ورود آثار و شیوه های غربی، فرش خود را با مبانی مستحکم و اصیل فرش ایرانی محفوظ داشت.

پروفسور «رودنکو» کاشف «فرش پازیریک» معتقد است که قالی مذکور کار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است که گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی که در این غارت به دست آورده شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد کرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی که به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به کار رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فکر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده که گاه با فراغت فکری هنرمندان و محیط مناسبی که برای رشد و شکوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی که بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیکر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.
عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم و یازدهم هجری را که عصر صفویان است زمان شکوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در کلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور کرده اند که با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی که به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح کیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی که در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.
فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب که به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مکتبی خاص دارد که به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می کرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات کلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد که تا اواخر قرن ۹ هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شکارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس که به مکتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مکتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچک ترنج/ ب – طرح شکارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .
اینک با توجه به سهولت ایجاد ارتباط بین هنرمندان نقاط مختلف و پیشرفت تکنیک طراحی و نقش پردازی، فرش همگام با سایر هنرها و صنایع مردمی رو به تکامل رفته است، طرحهای محلّی به نقاط دیگر برای بافت فرستاده می شود و هنرمندان از نتایج تجربیات دیگر همکاران خویش کاملاً با خبر می گردند. وسایل کار طراحی پیشرفت نموده و تکنیک جدید به کمک هنرمندان آمده و ایشان به مهارت در تهیه و تکثیر طرحهای خود اقدام می کنند. بازار های فرش جهانی به ویژه از اوائل قرن بیستم میلادی رونق گرفته و این خود تشویق دست اندرکاران را در پی داشته و به ویژه در تبریز، کرمان، کاشان، اصفهان، اراک ، داد و ستد این کالای ارزشمند را رونق داده و در این زمان است که بازار صادرات فرش های نو و کهنه گرم شده و کارگاه های بزرگ برای پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون دایر گردیده است. این قالیها به اروپا به ویژه کشور آلمان و آمریکا حمل می گردد و موجبات تقویت بنیه مالی کشور را در حد خود فراهم می سازد و تجارت خارجی را به سرمایه گذاری در تولید فرشهای مورد درخواستشان تشویق و ترغیب می نماید. مجموعه این اقدام طی قرن اخیر در جهت تقویت بنیه اقتصادی کشور مؤثر بوده، اما دخالت فروشندگان و صاحبان سرمایه در کار طرح و رنگ فرش و سفارشات غیر مسئولانه ایشان به کیفیت این دستباف لطمه وارد ساخته است. عدم نظارت صحیح بر کار بافت فرش و بسیاری عوامل دیگر از جمله قیمت ها و چگونگی صادرات طی نیم قرن گذشته، رقبای فرش ایران را به میدان رقابت کشانده واز سوی دیگر سودجویان را به سوء استفاده از غفلت دست اندرکاران و انجام تقلباتی در مراحل مختلف تهیه موارد اولیه و تولید فرش وا داشته و در نتیجه موجبات سقوط کیفیت و کمیت و گرمی بازار فرش ایران را فراهم نموده است به منظور ایجاد پیوستگی ارتفاء سطح کیفی این دستباف ارزشمند و تداوم تاریخ پرآوازه ی آن هوشیاری و کوششی همه جانبه لازم است که امید است عشق و علاقه عامه مردم به این میراث اجدادی خود آن را در ضمیر کلیه دست اندرکاران بیدار سازد.